29اسفند90
روز 29 زنگ زدیم شمال. دایی محمد و دایی بهزاد روز قبل 14ساعت تو جاده بودند. ما هم ترسیدیم راه بیافتیم.جاده هراز روز قبل بسته بود و دایی جان اینا هم از جاده فیروز کوه رفته بودند.خلاصه آماری گرفتیم و دیدیم جاده هراز باز شده. بابا حاجی هم زنگ زد و گفت که هوا خیلی خوب شده و حتماً امروز بیایید.بابا جون اینا با عمه ارغوان و آزاده قرار بود با هم همه حرکت کنیم. حدود ساعت 12 حرکت کردیم.به رودهن رسیدیم.عمه ارغوان زنگ زد و گفت که اونا تو آبعلی گیر کردند و ترافیک خیلی سنگینه.به خاطر همین تصمیم گرفتیم از فیروزکوه بریم. ناهار نخورده بودیم و حسابی گرسنه.عمه الهام کتلت درست کرده بود . تو راه وایستادیم و غذا خوردیم اینم جند تصویر از غذا خوردن دختر عسل...





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



29اسفند90 
